تبلیغات
شعر و عکس و عکسهای دیدنی , ترسناک , عاشقونه و خنده دار - یادت میاد

یادت میاد

جمعه 13 دی 1387 04:35 ق.ظ

نویسنده : حسین
ارسال شده در: شعر ،

یادت میاد چی شد که عاشقت شدم

بدون اینکه بزاری سوار قایقت شدم

یادت میاد نگات پر از شکایت و فاصله بود

امّا بجاش نگاه من صبور و پر حوصله بود

یادت میاد وقتی بهت گفتم چقدر دوست دارم

گفتی ببین من فرصت این قصه هارو ندارم

یادت میاد با این جواب خسته شدم از زندگی

تو رفتی و من موندم و یه دنیا غرق تشنگی

یادت میاد به چشم تو فقط یه دیونه بودم

یا مثل یک مرغ غریب دنبال یه دونه بودم

یادت میاد تورو یکی یجایی برده بود

اونوقت دل من خودشو به چشم تو سپرده بود

یادت میاد یه روز واست یه دسته گل چیده بودم

عصر همون روزهم تورو با دیگری دیده بودم

یادت میاد حتی یه باردلت واسه دلم نسوخت

چشمات یه بار نگاهشو به چشم عاشقم ندوخت

یادت میاد تو رویاهام قصری واست ساخته بودم

تقصیر من بود که تو رو به خوبی نشناخته بودم

یادت میاد یه شب که بارون می چکید از آسمون

با التماس خواستم ازت یه امشبو پیشم بمون

یادت میاد اون روز که سر قرار نیومدی

پیغام فرستادی برام که خوب تو ذوقم بزنی

یادت میاد گفتی باید به دوریت عادت بکنم

باید تو رویاهام به تو بازم محبت بکنم

اگر چه یادت نمیاد امّا می خوام دعات کنم

بر نمی گردی ولی من بازم می خوام صدات کنم

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 13 دی 1387 03:29 ق.ظ